

بخشهای اصلی یک سیستم صوتی
هدیونیت
اولین رابط بین کاربر و صوتی که از خودرو پخش میشود، هدیونیت است. چرا کار را پیچیده کنیم؟ هدیونیت همان چیزی است که قدیمیها به آن ضبط میگفتند. کنسول اصلی که کاست درون آن قرار میگرفت و بعدها سیدی بهجای آن آمد. حالا هم که همهچیز ساده شده و با اتصال یک فلش USB یا اتصال به گوشی تلفن همراه از طریق پورت AUX هزاران آهنگ در دسترس است. هدیونیتها بهمرور زمان تغییرات گستردهای کردند. نمونههای اولیه جعبههای سنگین و سادهای بودند که تنها رادیو روی آن سوار شده بود. بعدها با پیشرفت تکنولوژی و البته ملاحظات امنیتی، کل هدیونیت را میشد از محفظهاش بیرون کشید. چند سالی که از این قابلیت گذشت، شرکتها کار را برای مصرفکننده سادهتر کردند. بعد از آن فقط کافی بود که پنل یا قسمت جلویی هدیونیت را از جای خود جدا کنیم.
اسپیکر
در ادبیات مربوط به سیستمهای صوتی، اسپیکر همان باند یا بلندگوست. قطعهای تقریبا بزرگ که وظیفهی اصلی پخش صدای خروجی توسط هدیونیت را به عهده دارد. تمام تلاش کارشناسان سیستمهای صوتی در همین قسمت و برای بیرون کشیدن باکیفیتترین صدا و البته در مواقعی بلندترین صدای ممکنه است. پیش از آنکه بخواهیم از انواع باند خودرو صحبت کنیم، نیاز است که اسپیکر را بهتر و بیشتر بشناسیم. اسپیکرها به دو دستهی اصلی کواکسیال و کامپوننت تقسیم میشوند. مهمترین و پراستفادهترین نوع بلندگوها، این دو مورد هستند. البته زیردستههایی مانند اکتیو پَسیو نیز موجود هستند که در ادامه با آنها آشنا خواهید شد. در بلندگوهای کواکسیال همهچیز بهصورت ساده در کنار یکدیگر قرار گرفته است. ووفر، میدرنج و تیوتر همگی در یک مجموعه تعریف میشوند. درست برخلاف آن، بلندگوهای کامپوننت از اجزای جداگانه درست شدهاند. در سیستمهای متعارف بازار، اکثر بلندگوها در کلاس کواکسیال هستند. مدلهای کامپوننت برای اهدافی مانند سیستم صوتی بسیار حرفهای در خودرو، ایجاد آرایهی صدا در سینماها و سالنهای تئاتر مناسب است. باند خودروها به دو گروه اصلی دستهبندی میشوند. باندهای گرد یا باندهای بیضی (خربزهای).


بلندگوی پسیو
این بلندگوها فاقد آمپلیفایر داخلی هستند و برای پخش، به یک آمپلیفایر نیاز خواهند داشت. در بسیاری از موارد این بلندگوها کاربردهایی مانند مراسم خیابانی و کارناوالها، سخنرانیهای رسمی، سالنهای همایش و غیره دارند. بلندگوهای پسیو با اینکه آمپلیفایر داخلی ندارند، اما دارای تنظیماتی در پشت بدنه برای تناسب فرکانس هستند. پسیوهای حرفهای از طیف عظیمی از فرکانسها پشتیبانی میکنند و به همین منظور بهعنوان اسپیکرهای حرفهای نیز از آنها استفاده میشود.
بلندگوی اکتیو
بلندگوهای اکتیو از یک آمپلیفایر داخلی به همراه کنترلکنندهی صدا بهره میبرند. در تنظیمات قرارگرفته بر روی بدنهی این بلندگوها، پیچهای ولوم، تنظیم Gain، تنظیم بیس و درنهایت تریبل قرار دارد. مهمترین ویژگی بلندگوهای اکتیو، قابلیتهایی است که آمپلیفایر داخلی آن فراهم میکند. بهعنوانمثال شما دیگر هیچ نیازی به تنظیم فرکانسهای خروجی نخواهید داشت؛ زیرا آمپلیفایر داخلی فرکانسهای مناسب هر بخش را القا میکند. این باندها در مواقع اوج فرکانس عملکرد بهتری را از خود به نمایش میگذارند. پس درنتیجه خطر خرابی درایوها و درنهایت بلندگوها به حداقل میرسد و در هزینهها بسیار صرفهجویی خواهد شد.
کامپوننت
کامپوننت یا به قول حرفهایها کامپ، نوعی از باندهای گرد است که اجزای تقویت و تفکیک صدای آن بیرون از محفظهشان هستند؛ یعنی شاید در ظاهر شبیه اسپیکرهای معمولی باشند ولی درواقع اجزای آن از هم جدا شدهاند. به همین دلیل است که به آنها Component گفته میشود. کامپوننت در حقیقت همان بلندگوست که اجزای آن از هم باز شده و قابلدیدن است. درواقع کامپوننت از یک جفت ووفر و یک جفت توییتر تشکیل شده است. بدین ترتیب که فرکانسهای پایین و رنج وسط برای ووفر و فرکانسهای وسط به بالا برای توییتر آماده و ارسال میشود. معمولا کامپوننت صدای بهتری (نه الزاما بلندتر) نسبت به اسپیکر معمولی دارد. میتوان گفت به علت حذف فرکانسهای مزاحم و غیرضروری، کامپوننت از لحاظ توان خروجی صدا نیز از بلندگوی همتراز خود قویتر بوده و میتواند وات خروجی بیشتری داشته باشد. محل قرارگیری و جهت انتشار فرکانسها در کابین اتومبیل یکی از دلایل ایجاد صدای سهبعدی و فراگیر است که این ویژگی توسط کامپوننت امکانپذیر میشود و میتوان هر قطعه را در جای مناسب خود جایگذاری کرد. نکتهی مهمی که در انتخاب این دو نوع اسپیکر نقش دارد، بخش اقتصادی آن است. کامپوننت هزینهی نسبتا بالاتری میطلبد. همچنین با توجه به چند تیکه بودن کامپوننتها نصب و راهاندازی آنها مشکلتر از یک بلندگو خواهد بود.
ووفر و سابووفر
ماهیت صدا برخلاف نور که طیف است، با موج تعریف میشود. موج نیز از طریق فرکانس اندازهگیری میشود. از نظر فیزیک، گوش انسان فرکانس صوتی بین ۲۰ هرتز تا ۲۰ کیلوهرتز را میشنود. صدای ۲۰ هرتز خیلی بم است و صدای ۲۰ کیلوهرتز خیلی تیز و بهعبارتی زیر هستند. برخلاف تصور، آنچه ما از آنها به اسم فرکانس پایین یاد میکنیم، صداهای بم هستند. طبیعتا امواج صوتی با فرکانس بالا شامل صداهای زیر خواهند بود. سابووفر مخصوص فرکانسهای خیلی پایین (۲۰ تا ۲۰۰ هرتز) است. ووفر (که در خودرو کاربرد کمتری دارد) مخصوص فرکانسهای ۴۰ تا ۵۰۰ هرتز و درنهایت میدووفر (در سینماها و استودیوهای حرفهای) هم مخصوص فرکانسهای ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ هرتز است. البته این فرکانسها میتوانند متغیر باشند که این مسئله بستگی به جنس اسپیکر و همینطور مهندس طراحی دارد. سابووفرها طوری طراحی میشوند که صدای بین ۲۰ تا ۲۰۰ هرتز را پخش کنند؛ یعنی صداهای بسیار بم و کلفت. با وجود این قطعه، دیگر صداهایی با پایینترین فرکانس را از دست نمیدهیم. آنهایی که به بِیس و بهقول حرفهایها به موسیقیهای پرکوبش علاقه دارند، نباید از سابووفر غافل شوند.
آمپلیفایر
تصور مردم بر این است که آمپلیفایر همان دستگاه تقویت صوتی است. درحالیکه صدای تولیدی توسط هر دستگاه صوتی بهتنهایی قابلشنیدن نیست؛ بنابراین صدا باید به بخشی به اسم آمپلیفایر فرستاده شود تا طی چند مرحله تقویت و مهمتر از همه تفکیکسازی شود. سپس به بلندگوها در هر کانال (طیف فرکانسی) ارسال شود. فراموش نکنید خروجی آمپلیفایر (به قول حرفهایها آمپ) باید با ورودی بلندگوها یکسان باشد. اکثرا فکر میکنند قدرتِ بیشتر نشاندهندهی ولوم بیشتر است. مثلا آمپلیفایر با خروجی ۱۰۰ وات ولوم بیشتری نسبت به آمپلیفایر ۵۰ وات ارائه میدهد. بهدلیل محدودیتهای طراحی و همچنین بحث هزینه، در اکثر دستگاههای پخشکننده از آمپ ارزانقیمت استفاده میشود که گاه حتی با میزان مختلف ولوم، صدای متفاوتی دارند. مثلا پخشکنندهای را فرض کنید که با ولوم کم، صدای آن بم و با ولوم متوسط، صدای آن خوب و درنهایت با ولوم زیاد صدای آن تیز میشود. این یک ترکیب مرگبار از نظر یک کارشناس سیستمهای صوتی است.
توییتر
حالا که با مباحث مربوط به فرکانس و سطوح صدا آشنا شدید، دیگر بهخوبی میدانید که برای پخش صداهای زیر، نیاز به سختافزاری ویژه است. اغلب بلندگوها حتی نسخههای معمولی بازار قطعه کوچکی به اسم Tweeter (با تلفظ صحیح توییتر که بهاشتباه تیوتر گفته میشود) دارند. این وسیله برای تولید و اجرای صداهای صوتی با فرکانس بالا طراحی و ساخته شده است. بهطورمعمول در رنج فرکانس ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز (که معمولا بالاترین حد شنوایی انسان است) کار میکند. توییترهای تخصصی میتوانند فرکانسهای بالاتر از ۱۰۰ کیلوهرتز را نیز پردازش و پخش کنند. وجهتسمیهی این واژه در حقیقت از بسامد بالای صدای برخی از پرندگان گرفته شده است. برخلاف ووفها (صدای سگ) که نقطه مقابل توییت هستند.

نظر بدهید